48
شوری برای نوشتن نیست.
دختر زیبای شعر در بزم خاموشی ام، به رقص با من نخواهد خاست. ساعت از سحر گذشته است. دیگر بیداری چه شکوهی دارد؟ زخم سینه ام گویی تنها مجرای نفس هایم بوده است. نفسی دیگر نیست.
...
کسالت را بهتر آن است که تایپ نکرد.
پانوشت: این پست، پست 48 ام این وبلاگ بود!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت
23:49 توسط عادل |
